Luxembourg
Che Khabar ?
Donation 

+352 691 23 49 49

تابو شکنی که مورد قبول دنیا نیست

ناگفته های درباره زندگی و خودسوزی الا دختر ایرانی در برلین

11.11.2022

در ماه سپتامبر سال گذشته، «الا» زن ترانس ایرانی خود را در ملاء عام در میدان الکساندر پلاتز برلین در آتش سوزاند. امروز دوستان او می خواهند داستان را به یاد آورند.
الا در فیلم های ضبط شده خوشحال به نظر می رسد. زن ترانس فراری از ایران در مقابل دوربین Offener Kanal Magdeburg می گوید: می خواستم زندگی جدیدی را شروع کنم. الا به مدت 6 سال در آلمان زندگی کرد که Bürger:innenrundfunk فیلم کوتاهی درباره زندگی او ساخت. در فیلم، الا بسیار می خندد و با اطمینان داستان آزار و اذیت های که از مردم و حکومت ایران دیده است را تعریف می کند. اما وقتی دوستی به او می‌گوید که او همچنان شجاع است، علی‌رغم احتمالات، درخشندگی و خنده او محو می‌شود. او برای لحظه ای به سقف نگاه می کند، انگار که فکر می کند واقعاً شجاع است یا خیر.
دو سال بعد، در 14 سپتامبر 2021، الا بی سر و صدا در میدان الکساندر برلین خود را با بنزین آغشته کرد و خود را به آتش کشید. به دلایل نامعلوم فردی در حال فیلمبرداری از این خود سوزی بود، این ویدئو در روزهای بعد در اینترنت دست به دست شد. یکی از کارمندان فروشگاه بزرگ به کمک شتافته و جسد در حال سوختن الا را با یک کپسول آتش نشانی خاموش می کند. اما جراحات بسیار شدید الا  باعث میشود که در همان روز در بیمارستانی در برلین جان خود را از دست بدهد.
گئورگ ماتزل می‌گوید: «من فکر می‌کنم او می‌خواست تا حد امکان معنرضانه و آشکار بمیرد. "مرگ او به این شکل مانند فریاد زدن بر سر کسی بود که هرگز نمی خواهد بشنود." در تلفن صدای او عصبانی، غمگین و تلخ به نظر می رسید.
ماتزل چندین سال الا را همراهی کرد. او یک داوطلب در Rainbow Connection است، یک نقطه تماس برای پناهندگان دگرباش از انجمن لزبین ها و همجنس گرایان ساکسونی-آنهالت (LSVD). و او دوست خوب الا شده بود. آنها با هم در یک آپارتمان زندگی می کردند. حالا ماتزل - مانند دیگر فعالان صحنه دگرباش - می خواهد داستان الا را تعریف کند.
ماتزل می گوید الا یک مبارز بود، اما استرس مقامات و تبعیض های روزمره او را سوزاند. او می‌گوید: «دنیا آنها را به عنوان یک عضو ار این جامعه هنوز نپذیرفته است».
در واقع، داستان زندگی الا به عنوان یک داستان فرار دائمی، همیشه در جستجوی امنیت یک زندگی آرام روایت می شود. الا در فیلم می‌گوید در ایران از نظر مالی خیلی خوب بود، اما همیشه باید این راز را پنهان می‌کرد که احساس می‌کرد یک زن است.
ماتزل می‌گوید خانواده الا بارها و بارها در ایران سعی کردند که او ازدواج کند، الا همیشه مجبور بود بهانه‌های جدیدی ابداع کند که چرا ازدواج با این زن یا در این زمان ممکن نبود.

گریزی از خشونت نیست
ماتزل می‌گوید: وقتی همه خواهر و برادرهای دیگر الا خانواده تشکیل دادند، همسایه‌ها شروع به زمزمه کردن کردند. در واقع، همه اعضای خانواده از قبل می دانستند که الا در بدن خود احساس ناراحتی می کند، که او در واقع می خواهد یک فرد متفاوت باشد. اما پدرش به جای حمایت از الا، سر او فریاد می زده و می گفته که او مایه شرمساری خانواده است.
حملات فیزیکی هم صورت گرفته بود، الا یک بار در ایران سعی کرده بود جان خود را بگیرد. در حالیکه او باید می ترسید که به قتل نرسد. ماتزل می‌گوید: «در ایران، همجنس‌گرایان را به جرثقیل‌های ساختمانی از گردن آویزان می‌کنند، اما افرادی که ترانس هستند نیز باید از جان خود بترسند».
وضعیت غیرقابل تحمل شد، بنابراین الا تصمیم به فرار گرفت، ماتزل می گوید: او راهی ترکیه شد. او در آنجا به مدت یک سال به عنوان یک معتدل در آشپزخانه ی برده بود، در محل کارش می‌خوابید و گاهی در یک معدن کار می‌کرد. او با قایق لاستیکی از دریای اژه به یونان رفت و از آنجا مسیر را از به اصطلاح بالکان را به سمت شمال غربی در پیش گرفت. در سال 2015 الا به آلمان رسید و درخواست پناهندگی داد.

شروعی جدید در آلمان
اداره فدرال مهاجرت و پناهندگان (Bamf) الا را در ماگدبورگ فرستاد. این شهر به مدت چهار سال خانه او بود. در اینجا او با کافه رنگین کمان آشنا شد، محل ملاقات عجیب و غریب نه تنها برای پناهندگان، جایی که او همچنین ماتزل را ملاقات می کند. در واقع، او خودش به دنبال کمک است. ماتزل می گوید، او آنقدر سریع آلمانی را یاد گرفت که به زودی شروع به ترجمه نامه های مقامات برای سایر پناهندگان کرد.
در ماگدبورگ، الا همچنین توانست برای اولین بار هویت جنسی خود را کشف کند. او ابتدا خجالتی بود، اما کم کم جرات کرد از پوسته اش بیرون بیاید. ماتزل می‌گوید: «ما در سفر به برلین در SO36 بودیم، در آن زمان بود که الا را برای اولین بار دیدم که با لباس زنانه می‌رقصید. او مثل یک فرد متفاوت بود. او سال‌ها هیچ اصطلاح مثبتی در اختیار نداشت که بتواند خود را با آن توصیف کند. اکنون توانسته بود بدونه ترس خود را پیدا کند.»
با این وجود، ماگدبورگ پایان خوشی نداشت. الا بارها در خیابان مورد حمله قرار می گیرد و ماتزل شخصاً در برخی از این حملات حضور داشته است. او می گوید که بیشتر جوانان عرب بودند که به آنها توهین می کردند یا به پاهایشان تف می انداختند. یک بار گروهی از جوانان الا را در اتوبوس شبانه کتک میزنند. الا حتی مجبور شد آپارتمان خود را عوض کند زیرا همسایه ای بارها به ترانس هراسی او توهین کرده بودند. زمانی که الا یک بار از خود دفاع کرد، مردی با چوبی به او حمله کرد و شدیدن او را زخمی کرد.

 ترنس هراسی یک مشکل جهانی است
به این موضوع استرس ناشی از برخورد هر روزه با مسئولان نیز اضافه شد. ماتزل می گوید: "هر نامه به معنای وحشت بود، هر روز یک مبارزه جدید بود." الا باید دو سال طولانی صبر کند تا بامف تصمیم بگیرد که آیا واقعا در ایران جان او در خطر است یا نه. دفتر پناهندگب آلمان درخواست پناهندگی او را رد می کند. با وجود وضعیت شناخته شده حقوق بشر برای ایرانیان دگرباش به او جواب رد میدهند.
ماتزل هنوز هم وقتی در مورد این تصمیم صحبت می کند عصبانی به نظر می رسد. او متقاعد شده است که بامف برای اخراج از شواهد خودداری کرده است. به عنوان مثال، سوابق مصاحبه ای که در آن الا به تفصیل در مورد آزار و شکنجه خود در ایران گزارش داده بود، در اعلان رد درخواست پناهدگب وی چیری وجود نداشت.
ماتزل می گوید: «همیشه چنین مواردی وجود دارد. اینا ولف از ابتکار پناهندگان کوئیر می افزاید: «پناهندگان در ابتدا طرد می شوند و در نتیجه مجبور به رسیدگی قانونی می شوند که باید هزینه های قانونی را بپردازند.» با این حال، ارقام قابل اعتمادی وجود ندارد. Bamf آماری را ثبت نمی کند که چه تعداد پناهنده دگرباش هستند - به همین دلیل است که نمی توان با اطمینان گفت که آیا افراد دگرباش اغلب از پناهندگی محروم می شوند یا خیر. اما ولف می‌گوید: «کارکنان در مقامات نیز پیش داوری‌هایی دارند که بر تصمیم‌گیری‌های آنها تأثیر می‌گذارد ، مثلا ضد دگرباشی».

یک عمر مخفی کاری کرد
به طور کلی، پناهندگان LGBT در روند پناهندگی دوران سختی دارند. در پناهگاه ها، آنها اغلب قربانی خشونت می شوند هم توسط هم اتاقی ها و هم توسط نیروهای امنیتی. در مقابل افراد کاملاً غریبه، آنها باید تمام جزئیات گرایش جنسی خود را که برخی از آنها سال ها مخفی نگه داشته شده بود، فاش می کردند تا دلایل فرار خود را معتبر جلوه دهند.
ولف می‌گوید، با این وجود، برخی از پناهندگان LGBT از حق پناهندگی خود محروم می‌شوند، تا حدی به این دلیل که می‌توانند گرایش جنسی خود را در کشورهای خود مخفی نگه دارند.
الا همچنین علیه تصمیم Bamf شکایت کرده است. او باید یک سال و نیم دیگر صبر کند تا سرانجام دادگاه وضعیت پناهندگی او را به رسمیت بشناسد.

درخواست پناهندگی در برلین
چنین سال‌های انتظار برای پناهندگان یک عمر بلاتکلیفی است. اما برای الا، پینگ‌پنگ رسمی پیامدهای ویژه‌ای دارد: از آنجایی که پناهندگان در آلمان تا زمانی که به رسمیت شناخته نشوند، از خدمات پزشکی فراتر از اقدامات اضطراری برخوردار نیستند، عمل تغییر جنسیت الا نیز برای چهار سال طولانی متوقف شده بود. او تا سال 2019 نمی توانست هورمون درمانی را شروع کند.
زمانی که اما سعی کرد در یادداشتی تغییر جنسیت خود را ادعا کند، یک منشی بر سر او فریاد زد. "شما یک مرد هستید! تو مردی!» بارها و بارها با نام مرده الا با آنها تماس گرفتم. ماتزل شهادت می دهد که الا آنروز هنگام کبود شده و گریان از دفتر بیرون دوید.
در سپتامبر 2019 الا به برلین نقل مکان می کند. به گفته ماتزل، این آخرین تلاش برای فرار است تا در نهایت رویای زندگی آرام خود را برآورده کند. الا می‌خواست کافه‌ای باز کند، می‌خواست رئیس خودش باشد، همچنین می‌خواست سرانجام از وابستگی خود به دیگران رهایی یابد.

نفرت آرام نمی گیرد
اما تبعیض متوقف نخواهد شد. در برلین نیز در خیابان به او توهین می شد و اینجا نیز در اختیار مقاماتی است که تصمیم می گیرند با درخواست های الا برای جراحی موافقت کنند یا نه. الا به جای کار در کافه خود، در آشپزخانه یک کافه در استگلیتز زحمت می کشید. ظاهراً پایان بدبختی برای آنها متصور نبود. 
حقیقت تلخ این است که تبعیض الا حتی با مرگ او تمام نشد. اولین مطالب در رسانه ها از خودسوزی مردی منتشر شد، علاوه بر ابراز تاسف، نفرت و کینه توزی از مرگ این زن ترانس ایرانی در شبکه های اجتماعی نیز منتشر شد.
تصاویر جسد نیمه برهنه الا از طریق گروه های واتساپ توزیع می شد. ظاهراً فردی ناشناس از صفحه نمایش رایانه های بیمارستان تصادفات در برلین عکس گرفته و سپس آنها را توزیع کرده است. LSVD شکایت کرده است و پلیس در حال بررسی است. بیمارستان گفت که این حادثه را "به شدت محکوم می کند".
آنچه پس از مرگ الا باقی می ماند، نارضایتی های ساختاری است که همچنان زندگی افراد ترانس را به خطر می اندازد. با این حال، در برلین، اکنون فعالان برای چیز دیگری می جنگند تا ما را به یاد الا بیاندازد. آنها می خواهند یک لوح یادبود در الکساندرپلاتز برپا کنند. آنها می گویند فروشگاه بزرگی که الا در مقابل آن جان خود را گرفت قبلاً رضایت خود را داده است. اکنون فعالان در انتظار تایید مسئولان هستند.