مهاجرت:

بحران کمبود ظرفیت اسکان برای پناهجویان

تصمیم ژان آسلبورن وزیر مهاجرت به منظور مقابله با کمبود ظرفیت اسکان برای پناهجویان، یک هفته است که جنجال به پا کرده است.
طبق تصمیم جدید وزیر امور خارجه، ژان آسلبورن، برای مقابله با کمبود فضا در کمپ ها، پناهندگان مرد مجردی که قبلاً طبق مقررات دوبلین، در کشور دیگری اروپایی درخواست پناهندگی داده‌اند. دیگر بلافاصله در اولین مرکز پذیرش پناهندگی در لوکزامبورگ پذیرفته نمی شوند. آنها در حال حاضر در لیست انتظار قرار دارند و نتیجه آن وضعیت نامطمئن در خیابان های لوکزامبورگ است، به  نظر میرسد اکثر آنها اجازه نمی دهند پس از یک سفر چند ساله که جان خود را به خطر انداخته اند، با یک لیست انتظار بی انگیزه شوند.
پل آدولف در شهر لوکزامبورگ در یک عصر پاییزی: در حالی که برخی سوار تراموا هستند و به خانه می روند، علیرغم سرمای شدید و باران برخی دیگر چادر خود را چند متر پایین تر بر پا کرده اند. 
مردم و انجمن ها به این شش مرد چادر و کیسه خواب اهدا کردند.  به لطف تصمیم وزیر مهاجرت در هفته‌ها و ماه‌های آینده می‌توانیم چادرهای بیشتری را در لوکزامبورگ ببینیم. زمستان سرد خواهد بود. یک تکه بوم نازک بالای سر برای برخی تنها محافظت در برابر سرما است. بین آگوست و سپتامبر، نزدیک به 170 نفر به لوکزامبورگ رسیدند که از این حقوق بشر ادعایی سهمی حتی از یک تخت در یک کمپ پناهندگی پیدا نکردند و بنابراین مجبور بودند در خیابان زندگی کنند.
ژان آسلبورن وزیر سوسیالیست ها در یک بیانیه مطبوعاتی در مورد این بحران گفت: مانند سایر کشورهای اروپایی، ما باید اقداماتی را انجام می‌دادیم و این تغییر در روش پذیرش و دریافت اسکان به منظور اولویت مطلق زنان، کودکان و خانواده‌ها، افراد آسیب پذیر و همچنین اولویت‌های بیشتر انجام شد.
  
سخنی از سر دبیر : وزارت و مدیریت کج دار مریض آقای ژان آسلبورن و تصمیم های عجولانه وی، وضعیت دیپلوماسی وسط بازی در سیاست نسبت به کشور های جنگ طلب و حامیان تروریست از یک سو، و چشم پوشی از کمترین حق یک متقاضی پناهنده یعنی یک تخت خواب در یک مجتمع پناهندگی، در آخرین روز های وزارت وی خاطره ای نه چندان زیبا را از نام وی در ذهن قشر مهاجر حکاکی خواهد کرد. ژان عزیز وجدان من اجازه نمیدهد که من هم همانند هم حزبی های شما، در صفحات اجتماعی شما را دلداری دهم و از شما حمایت کنم، اما میتوانم بی رودرواسی مانند یک دوست واقعی و بدون تَمَلُق به شما بگویم بجای گرفتن حق خواب از یک پناهنده که جان خود را در کف دست گرفته و از راه های دریایی یا خشکی، خطرات راه قاچاق را به جان خریده و به هزار امید برای رسیدن به حقوق بشری که بارها شما در مصاحبه هایتان از آن دم زده اید به اینجا رسیده است، پیشنهاد میکنم که وضعیت مالی و دارای های پناهندگانی که اقامتشان را دریافت کرده ولی همچنان در کمپ پناهندگی فضای را اشغال کرده و زندگی میکنند و ماشین های مدل بالا و حتی قرارداد کاری دارند را بررسی کنید. یادم است دو دهه پیش آخرین شبی که در ترکیه بودم و فردای آن روز قرار بود از راه قاچاق به اروپا وارد شوم، یکی از دوستانم به شوخی و از سر مَستی به من گفت مراقب باش از فردا به سرزمینی پا خواهید گذاشت که تو بعنوان یک پناهنده مرد پست ترین موجود آن سرزمینی، زیرا که در اروپا حقوق و دسته بندی شهروندی اینگونه است: اول ثروتمندان و سیاستمداران، دوم زنان ها، سوم بچه ها، چهارم سگ و گربه ها، پنجم خانواده و آخر این لیست «مرد مجرد پناهنده»، یک مجرم سه کلمه ای که بخاطر هم مرد بودن، هم مجرد بودن و هم پناهنده بودن باید با هر خفتی موافق باشد. آن زمان بزرگترین منتقد وی بودم اما امروز با دیدن این پناهنده های بی خانمان چادر نشین فقط به حال ساده باوری خودم و شما ژان عزیز تاسف میخورم. باورش همچنان برای من سخت است که این چادر ها کمپ پناهندگان فلسطینی نیست، بلکه چادر پناهندگان ثروتمند ترین کشور اروپایست.


ارسال شده در 2 نوامبر 2023